عروسک مامان گلی

  17 مهر, 1392

مادر بزرگ وقتی اومد خسته بود

چارقدشو دور سرش بسته بود

صدای کفشش که اومد دویدم

دور گلای دامنش پریدم

بوسه زدم روی لپاش

تموم شد خستگی هاش . .

خوانده شده 7067 بار آخرین ویرایش در چهارشنبه, 17 مهر 1392 16:57
به این مطلب امتیاز دهید
(2 امتیازها)

با ارسال نظرات خود مایه دلگرمی ما باشید!

مطمئن شوید اطلاعات ستاره دار را وارد نموده اید. کد HTML اجازه داده نمی شود

قوانین

تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است

ما را دنبال نمایید